خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ آوریل 2010

قبل از شروع داستان بگذارید یک مساله را بیان کنم. یکی‌ از دوستان تذکر داده بودند که خاطرات شما جوانان را منحرف می‌کند و برای جوانان خوب نیست بخوانند و  …. (از همون حرف های همیشگی‌) در حالی‌ که در قسمت قبل من هنوز وارد مهمونی‌ نشده بودم، نمیدونم چطور ایشان گفتند باعث انحراف میشه!!! [...]

نوشته را کامل بخوانید »

این پست نه هدف سیاسی دارد، نه به دنبال ریشه‌های اجتماعی مساله ذکر شده  است. صرفاً یک خاطره است. احتمالا اگر تو ایران دانشجو بودید یا چند تا پارتی رفته اید یا حد اقل اسم پارتی‌های شبانه تهران به گوشتان خورده. البته الان این پارتی‌ها محدود به تهران نیست و در بعضی ازشهرستان ها دانشجو‌ها  [...]

نوشته را کامل بخوانید »

بدون شرح!

از تازه‌ترین بیانات محمود احمدی نژاد،رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران: «همه اش کشک است، طرف راه می رفت می گفت ابرقدرت، قدر قدرت… آی زکی» حجت الاسلام کاظم صديقی، يکی ازامام جمعه های موقت تهران: بسياری از زنان که لباس مناسب نمی پوشند موجب لغزش، و طغيان بوالهوسی در جوانان ميشوند، که زنا را در [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نکته اول: از کسانی‌ که مدام از آب گٔل الود ماهی‌ می‌‌گیرند بدم میاد نکته دوم: از شیوخِ عربِ چاقِ مرفهِ بی‌ درد اصلا خوشم نمیاد. نتیجه گیری: از شیوخ فرصت طلب عرب متنفرم! جناب شیخ! گویا بوی کباب به مشام مبارک رسیده. باید خدمت تان عرض کنم: درست است که چشم دیدن احمدی نژاد [...]

نوشته را کامل بخوانید »

فقط یک کلام، درود بر قلمت، دورود بر شجاعتت به نام خالق آزادی سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران این روزها، نزدیک به چهار ماه است که به خاطر نگارش نامه به حضرتعالی در زندانم. شصت وهشت روز از این مدت را در زندان انفرادی به سربرده ام. توسط بازجوهای خود مورد اهانت و [...]

نوشته را کامل بخوانید »

سه سال و نیم حبس، بهایی که باید برای تفکر پرداخت. در این نوشته نگاهی‌ گذرا و مختصرانه به دلایل اصلی‌ حبس نوری زاد میپردازیم، یعنی همان نامه‌هایی‌ که برای مقامات فرستاد.

نوشته را کامل بخوانید »

رئیس جمهور، دوباره گل فِشاندی …!

«یک بار اعلام کردم همه تمسخر کردند اما من با دو بچه کافیه، مخالفم» جراید: محمود احمدی نژاد در سخنان اخیرش گفت : «بنده با اینکه دو بچه کافی هست مخالفم و استدلال علمی(!) نیز برای آن دارم» او این سیاست را یک سیاست غربی خواند و تاکید کرد که «یک ملت باید ادامه پیدا [...]

نوشته را کامل بخوانید »

لبخند و طناب دار

اون موقع که  نمیخوای بنویسی‌ هزار تا ایده و فکر مشتی‌ تو ذهن تعطیلت  صف میبنده و تق تق در ذهنت را موقع خواب میکوبونه که پاشو یک ورق بردار و این مزخرفات را یک گوشه بنویس! اما موقع‌ای که می‌خوای بنویسی‌، ذهنت مثل نانوایی سید ممد علی که هر وقت نون میخوای ازش کرکره [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.